از ماست که بر ماست
همه چیز
با سرعت گران می شود ظاهرا قاعده و قانونی هم وجود ندارد، غالب کنشگران بازار هم
به غیر منطقی شدن بازار اذعان می کنند. تحلیلها به سمت دولت نشانه رفته و بر عدم
کفایت لازم برای اخذ تدبیر مناسب و قاطع حکم می کند. ولی عمده دلیل این روزها به
فرهنگ منحط یک عده سودجو برمی گردد ...

حضرت
علی (ع) در وصیت به فرزند بزرگوارشان می فرمایند: «بدان كه دوست واقعى براى كسى
به واسطه مال و رياست پيدا نمىشود بلكه ادب است كه تكيه گاه مرد و دليل عقل و راهبر
صفات پسنديده و اخلاق نيكوى اوست و هر كس فاقد ادب است، حيوانى بيش نيست.»
(ارشاد القلوب، ج1: 428)
مفهوم
کلی این عبارت حول ادب و اخلاق است. اخلاق جمع خلق است، و خلق را اين گونه تعريف كرده
است: «قدرت و توانايى روح انسانى كه باعث شود كارها را به آسانى و بدون فكر و تأمل
انجام دهد». به عبارت دیگراخلاق ملكه يا حالتى است كه در نفس انسانى رسوخ كرده و باعث
مىشود كه اعمال بدون فكر و تأمل از او سر بزنند. پس هر عمل خيرى كه با انديشه و درنگ
در عاقبت آن كار انجام شود فضيلت اخلاقى نيست بلكه يك حالت اخلاقى است. شخص اخلاقى
كسى است كه چنان كارهاى خير و نيك، عادت او شده كه بدون فكر و تأمل از او صادر مىشوند.
مثلا اگر كسى فحش و ناسزا مىگويد چون زبان او خود را مقید به حدود اجتماعی و
انسانی نمی دارد گوینده اش را شهره بی ادبی و دیگران از او مضطرب می سازد. از این
جهت گفته می شود اخلاق علت است و آداب معلول و ثمره آن است، ادب هر شخصى نشان دهنده
فضيلتها يا رذيلتهاى اخلاقى اوست.
رذیلت درنده خویی
به بیان
روایت «هر كس فاقد ادب است، حيوانى بيش نيست.» و همانطور که بیان کردیم ادب
نشانه اخلاق است. بی ادبی از بی اخلاقی نشأت می گیرد و فرد بی اخلاق کسی است که
نمی تواند انسان وار و اجتماعی عمل کند. چراکه انسانیت ملکه او نیست. همانند
حیوانات صرفاً به دنبال منافع شخصی خود و پیروی صرف از غریزه وحشی است. از این جهت
فرد بی اخلاق وجه تمایزی با حیوان ندارد. بدتر آنکه نوع انسان از ابزارهایی بهره
می برد و در جامعه ای زندگی می کند که اگر رفتاری انسانمدار و مقید نداشته باشد آسیب
و خطرش چند برابر حیوانات است. حال سوال اینجاست که «ذات انسان آیا بر محور فارغ
از رفتارهای انسانی و اجتماعی است؟.»
به این
سوال برخی از اندیشمندان غربی همانند «توماس هابز» پاسخ داده اند: «ذات انسان
شر است.» به همین دلیل بی درنگ هابز در لویاتان بیان می کند: «انسان گرگ انسان
است.» چرا که فاقد اخلاق و انسانیت است. هابز توضیح می دهد این گرگ بودن به آن جهت
است که اگر منفعتی برای یک انسان به هزینه جان دیگری باشد حاضر است همانند گرگی او
را بدرد تا لذت و منفعتی کوتاه و ناچیز را بدست آورد. گرچه چنین تحلیلی در یک
جامعه آماری صرفاً مادی قابل برداشت است و البته فطرت انسان، پاک و مبرا از
حیوانیت پست است. ولی عده ای اندک با گرایش به رذایل پست حیوانی، چیزی جز طماع
بودن و حرص و آز در وجودشان موج نمی زند. یک فلش بک از دوره هشت سال دفاع مقدس،
موجوداتی را به یادمان می آورد که در عین تلاش و فداکاری ملت برای حفظ تمامیت ارضی
و عزت کشورشان، به دنبال احتکار کالاهای اساسی و اختلال در اقتصاد بودند. حالا
تاریخ دوباره برای یک عده در حوزه ارز و سکه تکرار می شود. عمده ناراحتی از کسانی
است که گرگ هموطنانشان شده اند و ظاهراً از فرشته عدالت و قاطعیت شمشیر او نیز
خبری نیست.